تبليغاتX
.... نقطه ته خط ... صبور
.... نقطه ته خط ... صبور
وجود ما معمایست حافظ که تحقیقش فسون است و فسانه

حرفی نیست.

"و من مثل سکوت میان کلام های محبت ..."

...سکوت...

...هیس...حرف نزن!

دارم دعا می کنم.

بگو-آمین!


نوشته شده در تاريخ 88/04/09 توسط joornalist
مناظره کروبی و رضایی در دو شب گذشته صفر بر صفر تمام شد و آقایان تمام مدت به تایید از یکدیگر پرداختند به نحویی که جلسه مناظره برای بینندگان خسته کننده شده و آمار بینندگان رسانه ملی در آن شب به تدریج کاهش یافت.

اما شب گذشته احمدی نژاد آنقدر دست پر در مقابل میر حسین موسوی نشسته بود که آرزو کردیم مدت مناظره تا صبح ادامه یابد.

احمدی نژاد ده بر صفر موسوی را شکست داد و پیروز میدانی شد که از مدتها قبل رقبایش انتظار می کشیدند!!!

استفاده از کلمه » چیز « در سخنان موسوی که به کلی غافلگیر شده بود از جذبه این کاندیدای سبز پوش به شدت کاست.

من کاملا بی طرفم اما خودمانیم ....

دست بسیاری از آقایان که دم از پیرو خط امام بودن را می زنند رو شد  


نوشته شده در تاريخ 88/03/14 توسط joornalist

زندگی دفتری از خاطرهاست ...

یک نفر در دل شب ،

یک نفر در دل خاک ...

یک نفر همدم خوشبختی هاست ،

یک نفر همسفر سختی هاست ،

چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...

 ما همه همسفریم

 


نوشته شده در تاريخ 87/12/13 توسط joornalist

زمستان رفتنی است

بهار در راه است

زمستان همیشه رفتنی

....

لحظات سخت را به انتظار گشایش می گذرانم

خودش گفته بود که هر لحظه آزمایشم می کند

و پس از سختی- آسانی را قرار می دهد

 

 


نوشته شده در تاريخ 87/12/13 توسط joornalist
هر سال وقتي به روزهاي پاياني نزديك مي‌شود، دلش هواي زيارت مي‌كند. مي‌خواهد در گوشه‌اي آرام و دنج در فراق تنها دردانه‌اش كه فقط 10 بهار از عمرش مي‌گذشت، بگريد.

درست 4 سال پيش بود كه به يكباره با صداي انفجار مهيبي كه از زيرزمين خانه‌اش شنيد، سراسيمه بيرون دويد و در گوشه‌اي از فضاي دودگرفته، جنازه فرزند سوخته‌اش، نيما را ديد كه به اتفاق 3 نفر از دوستان همسن و سالش مشغول تهيه مواد محترقه با اكليل و سرنج بودند.

پس از اين حادثه دلخراش، مادر با صداي انفجار هر ترقه‌اي كه در روزهاي پاياني سال به گوشش مي‌رسد، دلش مي‌لرزد؛ نكند كودكي ديگر قرباني انفجار شود و آنگاه زير لب واژه‌هايي را ادا مي‌كند كه در ميان جملات نامفهوم او تنها نام فرزندي كه قرباني ترقه‌بازي شد، شنيده مي‌شود: نيما... نيما... دلم برايت تنگ شده مادر...

برگرفته از جام جم آنلاین


نوشته شده در تاريخ 87/12/13 توسط joornalist
Blog Skin